close
آپلود عکس
رمان دختر خراب (فصل سوم و چهارم)

رمان دختر خراب (فصل سوم و چهارم)

رمان دختر خراب (فصل سوم و چهارم)

رمان دختر خراب (فصل سوم و چهارم)
رمان دختر خراب (فصل سوم و چهارم)
آموزش و کدنویسی فایل های گرافیک وردپرس گالری عکس قالب سایت
محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
  • شرایط نویسندگی
  • سایت دانلود آهنگ ، فیلم ، سریال ، فول آلبوم
  • دریا واسطه ای برای عاشقی....
  • رمان عشق در همین نزدیکی است
  • رمان تقلب
  • رمان مسیر عشق
  • رمان گندم
  • رمان دختر فوتبالیست
  • رمان به رنگ عشق
  • رمان عشق اتفاقی
  • محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

    :: اطلاعیه ::




    برای دریافت سا کس رایگان ابتدا عضو سایت شده

    سپس به صفحه اول مراجعه کرده و کانکشن مورد نظر را دانلود کنید

    ►توجه داشته باشید برای دیدن پست حتما باید عضو بوده و با نام کاربری وارد شده باشید◄


    ▶~~█ این سایت نــــویـــــســـــنـــــــده میپذیرد  █~~◀

    جهت عضویت نویسندگی اینجا کلیک کنید



    بچه ها واسه انتخاب وبلاگ برتر به ما راي بديد:

    ميتونيد براي اينكار روي اين شكل كليك كنيد. . . 



    ..:: آدرس جدید رمان کده ::..

    آدرســــ جــــــدیـــــــد ما راهــــ اندازیـــــ شد

    www.romankade.ir

    لــطــفــا اطــلاعــ رســانــیــ کــنــیــد


    با تشکر....مدیر سایت

    ::رمان کده در فـیـسـ بــوکـــ ::

     رمان کده در فـیـسـ بــوکـــ را لایک کنید


     

    آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

    کمی طاقت داشته باشید...
    عنوان پاسخ بازدید توسط
    21 3218 elina16
    1 481 emel05
    92 9046 emel05
    0 215 danial
    0 423 sepideh-tahora
    0 403 sepideh-tahora
    0 409 sepideh-tahora
    0 411 sepideh-tahora
    0 637 sepideh-tahora
    0 395 sepideh-tahora

    رمان دختر خراب (فصل سوم و چهارم)

    این مطلب رو در چهارشنبه 16 شهريور 1390 ساعت: 11:55 در سایت قرار داده است.

    من ترسیده بودممممممممممم

    گرخیده بودم وقت نداشتم که به این یکی اعتماد نکنم یا امتحانش کنم شایدم خیلی بچه بودم نمیدونم

    -چیه عزیزم ترسیدی؟ نترس خانومی بیا بیا بریم بالا یه چایی داغ بهت بدم خستگیت در بره

    و چون مردود بودن من رو دید دستمو کشیدو اروم کشان کشان من را تا خانه اش برد

    در نیمه باز بود در را با پا باز کرد

    -فرشته کوچولو بفرمایید تو نترس کسی خونه نیست خانومممم

    -نه ممنون بهتره من برم

    -نترس عزیزم باهات کاری ندارم برو تو یه چایی بخور خودم تا دم خونه میبرمت

    با تامل سرمو انداختم پایین و رفتم تو میدونستم اون چیز دیگه ای میخواد اما تصمیمی گرفتم اون لذتو تجربه کنم و این بشه راه کسب درامدم

    -بفرمایید بشین

    نشستم خانه جالبی بود به اشپزخانه اپنش رفت و دو تا چای ریخت و امد

    روی تخت بودم شلوارم نصفه و نیمه پایین کشیده شده بود نمیدونستم ساعت چنده وقتی توی این خونه اومدم هدفم زن شدن و لذت بردن بود اما حالا ترسیده بودم نکنه یوقت داستان های ترسناکی که

    میشنیدم راست در میومد !درباره زن شدن و کشته شدن دخترا و ..... نکنه کیوان میفهمید اون وقت چه بلایی میتونست سرم بیاره دیگه چشمام سیاهی رفت به خودم اومدم و دیدم یه لگد محکم

    زدم به وسط پاش ! شلوارم میکشم بالا بیچاتره از درد افتاد روی زمین به سمت در حجوم بردم اون گیج پاشو بین دستاش قایم کرده بود من درو باز کردم شلوارمو نیمه بالاکشیده بودم و مانتو ام رو هم فقط

    برداشته بودم و تنم نکرده بودم پله ها رو دوتا یکی پایین رفتم صدای پاهاش از پله های باللاتر میومد از در

    فرار کردم حتی در پایینی رو هم نبستم توی خیابون مانتو رو به زور تنم کردم اما دکمه هاشو نبسته

    بودم سایشو که دیدم به یه خونه قدیمی پناه بردم در زدم نمیدونم برا چی اما ته دلم صلوات میفرستادم

    که تو مخمصه بدتری نیفتم پشت ایفون صدای یه پیرزن مهربون به گوش میرسیبد

    -بله؟

    -مادر جون تورو خدا دنبالم کردن تو رو خدا

    و کی هستی دختر جووون.؟

    و رو خدا تو رو خدا

    -بیا بالا نه نه بیا

    درو باز کرد و من جلدی پریدم تو پیرزن یه لیوان اب قند برام اورد و داد خوردم منم براش گفتم تو خونه

    دعوام شده و زدم بیرون و مزاحمم شدن اونم کلی نصیحتم کرد

    بالاخره گفت زنگ میزنه خونه که بیان دنبالم

    بیست دقیقه بعد کیوان دم در بود دیدمش میخواستم سرمو بندازم پایین اما برق سیلیش روی زمین پرتم کرد



    لینک مشستقیم و ویرایش شده ی رمان

    -بیا خانومی بزن گرم شی

    -چشم ممنون

    همون طور که چایی داغشو هورت میکشید گفت خب نمیخوای دربیاری لباستو؟

    با تردید گفتم

    -ممنون راحتم دیگه بهتره برم

    -کجا اگه میخواستی بری چرا اومدی؟نترس به اون پایین کاری ندارم و بلایی سرت نمیارم حالا بدو بیا بشین رو پام بدو دیگه

    من بلند شدم که برم یعنی ترسیده بودم

    اما اون دستمو کشید و من رو روی پاش نشوند

    مانتو ام را دراورد و روسریمو باز کرد

    زیر مانتو تاپ تنم بود

    من تقریبا میلرزیدم گفت نترس نترس فشار نمیدم دردت نمیاد حالم میکنی وای چه دستای هنرمندی داشت دستاش رو سینم حرکت میکرد و من لذت میبردم اون هم با جون و نازی و اخ گفتنش من رو بیشتر تحریک میکرد

    -اخ نه دیگه باید برم دیر شده

    -کجا زوده هنوز نترس

    دیگه ترسیده بودم

    -پاشو میخوام برم

    -کجا بگیر بخواب !

    -ولم کن میخوام برم

    خفه جوجه حرف بزنی تنبیه میشی

    -ولم کن مثلا میخوای چه غلطی بکنی؟

    -الان بهت میگم ججججججججججووووووووووووووووووووووونننننننننننن

    بدون سانسور این رمان رو می تونید در بخش ۴ این رمان به صورت پی دی اف بخونید . به علت فی ***** از گذاشتم کمال این رمان به صورتی تایپی معذوریم .

    عــــــاشقان رمــــــان
    تایپ رمان.. رمان کامپیوتری ... رمان برای موبایل .. داستان های واقعی و کتب جالب
    دختر خر*اب
    نوشته شده در تاریخ شنبه بیستم شهریور 1389 توسط پانته آ | آرشیو نظرات
    من ترسیده بودممممممممممم

    گرخیده بودم وقت نداشتم که به این یکی اعتماد نکنم یا امتحانش کنم شایدم خیلی بچه بودم نمیدونم

    -چیه عزیزم ترسیدی؟ نترس خانومی بیا بیا بریم بالا یه چایی داغ بهت بدم خستگیت در بره

    و چون مردود بودن من رو دید دستمو کشیدو اروم کشان کشان من را تا خانه اش برد

    در نیمه باز بود در را با پا باز کرد

    -فرشته کوچولو بفرمایید تو نترس کسی خونه نیست خانومممم

    -نه ممنون بهتره من برم

    -نترس عزیزم باهات کاری ندارم برو تو یه چایی بخور خودم تا دم خونه میبرمت

    با تامل سرمو انداختم پایین و رفتم تو میدونستم اون چیز دیگه ای میخواد اما تصمیمی گرفتم اون لذتو تجربه کنم و این بشه راه کسب درامدم

    -بفرمایید بشین

    نشستم خانه جالبی بود به اشپزخانه اپنش رفت و دو تا چای ریخت و امد

    -بیا خانومی بزن گرم شی

    -چشم ممنون

    همون طور که چایی داغشو هورت میکشید گفت خب نمیخوای دربیاری لباستو؟

    با تردید گفتم

    -ممنون راحتم دیگه بهتره برم

    -کجا اگه میخواستی بری چرا اومدی؟نترس به اون پایین کاری ندارم و بلایی سرت نمیارم حالا بدو بیا بشین رو پام بدو دیگه

    من بلند شدم که برم یعنی ترسیده بودم

    اما اون دستمو کشید و من رو روی پاش نشوند

    مانتو ام را دراورد و روسریمو باز کرد

    زیر مانتو تاپ تنم بود

    من تقریبا میلرزیدم گفت نترس نترس فشار نمیدم دردت نمیاد حالم میکنی وای چه دستای هنرمندی داشت دستاش رو سینم حرکت میکرد و من لذت میبردم اون هم با جون و نازی و اخ گفتنش من رو بیشتر تحریک میکرد

    -اخ نه دیگه باید برم دیر شده

    -کجا زوده هنوز نترس

    دیگه ترسیده بودم

    -پاشو میخوام برم

    -کجا بگیر بخواب !

    -ولم کن میخوام برم

    خفه جوجه حرف بزنی تنبیه میشی

    -ولم کن مثلا میخوای چه غلطی بکنی؟

    -الان بهت میگم ججججججججججووووووووووووووووووووووونننننننننننن

    بدون سانسور این رمان رو می تونید در بخش ۴ این رمان به صورت پی دی اف بخونید . به علت فی ***** از گذاشتم کمال این رمان به صورت

    موضوع: رمان دختر خراب,

    تعداد بازديد : 12499
    نظرات()

    مطالب مرتبط

    رمان دختر خراب (فصل آخر)
    رمان دختر خراب (فصل بیست و هفتم)
    رمان دختر خراب (فصل بیست و ششم)
    رمان دختر خراب (فصل بیست و پنجم)
    رمان دختر خراب (فصل بیست ودوم)
    رمان دختر خراب (فصل بیست و یکم)
    رمان دختر خراب (فصل بیستم)
    رمان دختر خراب (فصل هجدهم)
    رمان دختر خراب (فصل پانزدهم)
    رمان دختر خراب (فصل چهاردهم)

    بخش نظرات این مطلب

    این نظر توسط سنا در تاریخ 1393/11/6 و 20:36 دقیقه ارسال شده است

    manm mikham rumano lotfan kolesho baram mail konid age mishe

    این نظر توسط سونیا در تاریخ 1392/11/21 و 2:58 دقیقه ارسال شده است

    Salam bebAKHshid man pdf ru peyda nakardam meshe baram mil kunid?kamel rumanu bedun sansor?

    این نظر توسط neg در تاریخ 1392/8/3 و 19:41 دقیقه ارسال شده است

    Salam man pdf ro peida nakardam baram az fasl aval in roman ta fasl akharesho email konid bedun sansor lotfan bedun sansor...mamnun misham

    این نظر توسط ریحانه در تاریخ 1392/5/4 و 13:37 دقیقه ارسال شده است

    salam mishe bara man ham mail konid lotfan kamel bedon sansor

    این نظر توسط moojan در تاریخ 1391/11/17 و 16:02 دقیقه ارسال شده است

    man ham pdf ro peida nakardam mishe komakam konid?

    این نظر توسط دل آرام در تاریخ 1391/4/30 و 15:26 دقیقه ارسال شده است

    salam bebaxshid man pdf ru peyda nakardam meshe baram mil kunid?kamel rumanu bedun sansor?


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    کلیه حقوق مادی و معنوی نزد (( رمان کده | سایت طرفداران رمان )) محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از مطالب پیگرد قانونی دارد.
    خرمشهر کیدز لاولی کیدز